- تا چند دهه پیش بیشتر آنهایی که ناشر کتاب می شدند، خودشان به کتاب و کتابخوانی و ادبیات علاقه مند بودند و بیزینس کردن را مرحله ای بعد از ادبیات می دانستند. حالا ولی اغلب ناشرها خودشان به کتاب و کتابخوانی و ادبیات علاقه ی چندانی ندارند و بیزینس کردن را مقدم بر ادبیات می دانند.
- تا چند دهه پیش نویسندگان، نوشتن یک اثر خوب و ادبی و تاثیرگذار را به شهرت و معروفیت ترجیح می دادند، حالا ولی اغلب نویسندگان کتاب چاپ می کنند تا به شهرت و معروفیت زودهنگام برسند.
- تا چند دهه پیش ناشرها با کمترین امکانات بهترین ویراستاری و صفحه بندی و جلد کتاب را ارائه می دادند، حالا ولی با پیشرفت شگفت انگیز تکنولوژی و آسان تر شدن روش های چاپ کتاب، خیلی از ناشرها ویراستاری، نمونه خوانی و صفحه بندی را از لیست کارهاشان حذف کرده اند.
- تا چند دهه پیش اغلب نویسندگان با تاریخ، هنر و ادبیات ایران زمین به حد نیاز آشنایی داشتند، حالا ولی اغلب نویسندگان با تاریخ، هنر و ادبیات ایران زمین بیگانه اند و تمایلی به آشنا شدن با آن ندارند.
- تا چند دهه پیش مخاطبان و خوانندگان کتاب، کتاب می خواندند تا در کنار لذت بردن از متن چیزی یاد بگیرند و به اندوخته های خود بیفزایند، حالا ولی مد شده است که خوانندگان، کتاب را نه برای خواندن که برای نقد کردن، پز دادن و پست گذاشتن توی اینستاگرام می خوانند و کاری به لذت بردن از متن و یاد گرفتن ندارند.
- تا چند دهه پیش کتاب در اذهان عام و خاص موجود زنده ای بود که نمی شد از نظر مادی و معنوی قیمتی بر آن گذاشت، حالا ولی کتاب صرفا به هیبت کالایی بی روح و تجاری درآمده است که می شود با چند اسکناس هزار تومانی آن را ارزش گذاری کرد.
کتاب ,ادبیات ,حالا ,ولی ,پیش ,دهه ,دهه پیش ,چند دهه ,حالا ولی ,تا چند ,و ادبیات

درباره این سایت